مرتضى مطهري
523
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىآفريند ، عمل نيز روحِ مشاكل مىآفريند ، روح بدن را به شكل خود مىسازد و بدن روح را . اين را به اين صورت بيان مىكنند كه خاصيت عمل اين است كه اثر و صورتى از خود در روح باقى مىگذارد ( 1 ) ، در اثر تكرار عمل آن صورت تكرار مىشود و تدريجاً ملكهء راسخه مىشود . شيخ در الهيات شفا مىگويد : كأنه آن ملكه راسخه صورت آن اعمال است . به عبارت ديگر ، روح متصور به صورت آن عمل مىشود و در آن صورت آن عمل مرتبه نازله روح مىگردد ( 2 ) و اين است كه قوه اى كه قبلًا بر آن كار نبود ، در اثر خود كار پديد مىآيد . علمى كه نوعى ايمان است : اينكه ماهيت آن قوه چيست ، به عقيده علامه طباطبايى ماهيت آن قوهء راسخه علم است ، يعنى علم راسخ ، علمى كه حكم طبيعت ذاتى و غريزه را دارد ، علمى كه دقيقتر و يقينىتر از علم ظاهرى حصولى صورى است ، علمى كه نوعى ايمان است كه در انسان پيدا مىشود . پس آنچه در اثر تمرين پديد مىآيد ، درجه بالاتر و دقيقتر علم است كه علاوه بر دقيقتر [ بودن ] به صورت ملكه راسخه و طبيعت و غريزه و شكل و صورت ( به اصطلاح فلسفى ) روح در مىآيد . نياز به دقت ، در علمى است كه عاريت است و جزء روح نشده و اما علمى كه ملكه شد ، از آن جهت بىنياز ازدقت است ( مانند حالت سخن گفتن كه به صورت خودكار درمىآيد ) كه علم قويتر و دقيقتر است . و مانعى نيست كه علاوه بر علم ، نوعى ميل و خواست و علاقه هم در روح پيدا شود ، نوعى كشش كه حاكى از سنخيت است نيز پيدا شود و حتماً چنين است . پس روح ، هم از نظر علم و آگاهى و هم از نظر ميل وخواست و كشش ، متصور به صورت آن كار مىشود ، هم مصداق اتحاد عاقل و معقول مىشود و هم مصداق اتحاد مريد و مراد .
--> ( 1 ) . البته به شرطى كه از روى قصد باشد و بنابراين صورت عمل عبارت است از كيفيت صورت ذهنى عمل و هدفى كه از آن دارد . از اين جهت روح عمل ، همان قوه انگيزه عمل است . ( 2 ) . رجوع شود به ورقه هاى مسائل پراكسيس .